تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
268
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
خلاصه : بايد هر چيزى تحت اسمى از اسماء الهى كه مناسب با اوست ، داخل باشد و زمان مناسب با اسم ازل خداوند ازلى است . اين حاصل اين مطلب بود . ولى حاجى در عبارت مقدارى از مطلب دور شده و حركت قطعيه و حركت توسطيه را مثال آورده با اينكه چندان ربطى به مطلب ندارد ، تا چه رسد به مثال المثالى كه در حاشيه ذكر نموده است . تا كنون يك معنى براى ازل و ابد بيان شد و براى آنها معناى ديگرى نيز به اعتبار ديگرى هست و آن اين است كه از ازل ، مبدأ آن چيزى كه نازل به منزلهء وعاء براى سلسله طوليهء نزوليه است اراده شود ؛ چنان كه از ابد هم منتهاى سلسلهء طوليهء عروجيه اراده شود . مقام كثرت در وحدت و مقام وحدت در كثرت با « اعلم أنّ هاهنا مقامين » به علم در مرتبهء ذات و علم فعلى اشاره مىكند و مىفرمايد : يك مقام ، مقام كثرت در وحدت است و يك مقام ، مقام وحدت در كثرت است . حاصل فرمايش ايشان اين است كه يك دفعه كثرت در مرآت واحد رؤيت مىشود . علم به ذات در علت با اينكه واحد است ، در آن كثرت ديده مىشود ؛ چنان كه حضرت صادق عليه السلام فرمود : « من و حتى مسند من در آنجا نمودار است » « 1 » البته معناى آن ، اين نيست كه به عين ذات و با ماهيتش در آنجاست ، بلكه كمال وجودى در آنجا هست . و اين معناى « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » « 2 » است و اگر انسان محجوب نباشد و بتواند جمال او را ملاحظه كند ، همه چيز را مىبيند و مىداند ، حتى آدم در آنجا مباحثات ما را مىديد و اين تعليم ، تعليم تدريسى نيست ، بلكه تعليم الهى است كه آدم اسماء و صفات الهى را مىديد و بعد از رؤيت اسماء ، لوازم اسماء هم ديده مىشوند . و
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 32 ، حديث 11 ؛ تفسير برهان ، ج 1 ، ص 75 ، حديث 9 . ( 2 ) - بقره ( 2 ) : 31 .